السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)
103
تفسير هدايت (فارسى)
برود ، و به بزرگترين شادى او را بشارت مىدهند ، و به او مىگويند : پاكيزه شدى و جايگاهت پاكيزه است ، تو به سوى خداوند عزيز حكيم ، و دوست نزديك ، پيش مىروى . پس روح از دست فرشتگان پرواز مىكند و سريعتر از يك چشم به هم زدن به جانب خدا صعود مىكند ، و هيچ حجاب و پردهاى ميان او و خدا بر جاى نمىماند ، و خداى عز و جل مشتاق او است ، و بر سرچشمهاى نزديك عرش مىنشيند ، و سپس به او گفته مىشود : دنيا را چگونه ترك كردى ؟ و او مىگويد : خدايا ، سوگند به عزت و جلالت كه مرا علمى نسبت به دنيا نيست ، از آن زمان كه مرا آفريدى ، من از تو مىترسيدم ، پس خداى تعالى به او مىگويد : اى بندهء من ، راست گفتى ، جسد تو در دنيا بود ، و روحت با من ، تو در برابر منى ، از پنهان و آشكارت آگاهم ، بخواه تا به تو ببخشم ، اين بهشت من است پس در آن پرواز كن ، و اين همسايگى من است ، پس در آن سكونت گزين ، و آن گاه روح مىگويد : خدايا ، خودت را به من شناساندى ، پس به آن از همهء آفريدگان تو بىنياز شدم ، قسم به عزت و جلالت كه اگر خرسندى تو در آن باشد كه بندبند من از يكديگر جدا شود ، و صد بار با سختترين شكل كشتن كشته شوم ، خرسندى تو را بيشتر دوست مىدارم ، خدايا ، چگونه به خود غرّه شوم ، كه اگر تو مرا اكرام نكنى خوارم ، و اگر ياريم نكنى معذبم ، و اگر به من نيرو ندهى ضعيف و ناتوانم ، و اگر به ياد خود مرا زنده نگاه ندارى مردهام ، و اگر پوشندگى تو نبود ، در نخستين بار كه معصيت تو كردم رسوا مىشدم ، خدايا چگونه تو را راضى نكنم در حالى كه عقل مرا چندان كامل كردى كه تو را شناختم ، و حق را از باطل و امر را از نهى و دانش را از نادانى و روشنايى را از تاريكى باز شناختم ، پس خداى عز و جل مىگويد : قسم به عزت و جلالم كه در هيچ وقت از اوقات ميان خودم و تو حجابى فراهم نمىآورم ، بدين گونه با دوستانم عمل مىكنم » . « 11 » [ 29 ] سپس خدا روح مؤمن را پس از گرفتن آن در گروه رستگاران از
--> ( 11 ) - همان منبع ، 375 .